ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
480
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
صلح انطاكيه چون صلاح الدين بغراس را گرفت ، بوهموند صاحب انطاكيه بيمناك شد و نزد او كس فرستاد كه صلح كند و گفت همهء اسيران مسلمان را كه نزد اوست آزاد خواهد كرد اين پيشنهاد ياران او بود . مىخواستند مردم اندكى بياسايند و باز آمادهء نبرد شوند . صلاح الدين نيز بپذيرفت . مدت اين صلح هشت ماه بود . از روز عقد قرارداد و كسى را فرستاد تا او را در باب آزاد كردن اسيران سوگند دهد . بوهموند در اين ايام سركردهء همهء فرنگان بود و كشورى پهناور داشت و پس از مرگ كنت ، طرابلس و اعمال آن نيز در قلمرو او درآمده بود . پسر بزرگش سوگند خورد . صلاح الدين به حلب بازگرديد و در سوم شعبان سال 584 وارد حلب شد و ملوك اطراف در جزيره و غير آن هر يك به ديار خود رفت . امير عز الدين ابو الفليته قاسم بن المهنا العلوى الحسينى امير مدينهء نبويه ، على ساكنها افضل الصلاة ، همراه صلاح الدين بود . او در جنگها شركت مىكرد . صلاح الدين مصاحبت و ديدار او را مغتنم مىشمرد . و ميمون و مبارك مىدانست و در كارها با او مشورت مىنمود . صلاح الدين در اول رمضان همان سال وارد دمشق شد . او را اشارت كردند كه لشكر خويش پراكنده كند . صلاح الدين نپذيرفت و گفت اين قلعههاى كوكب و صفد و كرك در وسط بلاد اسلام جاى دارند بايد آنها را نيز تسخير كرد تا از جانب آنها آسوده خاطر باشيم . و اللّه تعالى اعلم . فتح كرك صلاح الدين لشكرى بسيج كرد و به سردارى برادرش الملك العادل ابو بكر بن ايوب به كرك فرستاد . او تا درب ساك و بغراس پيش رفت و كرك را محاصره كرد . آن سان كه مردم شهر چيزى براى خوردن نداشتند . پس پيام دادند و امان خواستند . الملك العادل اجابت كرد . قلعه را تسليم كردند . الملك العادل كرك و قلعههايى را كه در آن نواحى بود به تصرف آورد . بزرگترين اين قلعهها قلعهء شوبك بود . از آن پس آن نواحى ايمن شد و از مصر تا قدس در حيطهء فرمان مسلمانان درآمد . و اللّه تعالى اعلم . فتح صفد چون صلاح الدين به دمشق بازگرديد تا نيمهء ماه رمضان سال 584 در آنجا ماند . سپس به آهنگ محاصرهء صفد لشكر در جنبش آورد و در صفد فرود آمد و منجنيقها نصب كرد مردم شهر را آذوقه رو به پايان مىرفت ، زيرا در محاصرهء نخستين قسمتى از ذخايرشان مصرف شده بود و اكنون بيم آن بود كه آن باقى هم به پايان رسد . اين بود كه امان خواستند و